تبليغاتX
*·.¸*·.¸*·.¸Secret Wings¸.·*¸.·*¸.·*
*·.¸*·.¸*·.¸Secret Wings¸.·*¸.·*¸.·*
*·.¸*·.¸`*·...............·*´¸.·*¸.·*

secret-wings

تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

سلامتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

من اومدم با کلی دوستای جدیدتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

و کلی عکس که از استان دیدنی و تاریخی اصفهانتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

(البته این عکس ها رو بعدا براتون به نمایش میزارم.)

الان یه کم سرم شلوغه تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

تا بعد بایتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 آبان1388 توسط *·.¸امیر¸.·*

پروردگارا، به درگاه توپناه مي آورم و تو نيز پناهم بخش تا موجودي آزمند و خويشتن دوست نباشم.مگذار كه صولت خشم،حصار بردباري مرا در هم بشكند و حمله ي حسد،مناعت فطرت مرا به خفت و مذلت فرو كشاند.

پروردگارا،از خصلت طمع كه دنائت آورد و آبرو ببرد؛از بد خويي كه دل دوستان بشكند و به دشمنان نشاط و نيرو بخشد؛از لجاج شهوت كه همّت هاي بلند راپست سازد و پرده ي عفاف و عصمت چاك زند،به درگاه تو پناه مي آورم.

پروردگارا،از حميّت هاي جاهلانه و عصبيّت هاي ناهنجار كه حرمت انسانيت پاس ندارد و به حريم اجتماع پاي تعدي و تجاوز بگزارد،به زات اقدس تو پناه مي برم.

پروردگارا،روا مدار كه سر به دنبال هوس بگزارم و در ظلمات جهل و ظلال،از چراغ هدايت به دور افتم و بيغوله را از شاهراه باز نشناسم.

روا مدار كه به خواب غفلت فرو افتم و كيفر غفلت خويش بينم.

روا مدار كه به خاطر هوس خويش،پاي بطلان بر عنوان حق گذارم و باطل را بر حق برگزينم.

پروردگارا،مگذار دامان وجودم به پليدي هاي گناه بيالايد و مگذار كه معصيت ها را ـ هر چه هم كوچك باشد ـ كوچك بشمارم و نسبت به ملاهي و مناهي بي پروا باشم.

و هم چنان روا مدار كه طاعت اندك خويش را بسيار بينم و به خويشتن ببالم و گردن استكبار و افتخار بر افرازم و به كيفر اين خود بيني و خود پرستي از ادراك فضايل و مكارم فرو مانم.

به تو پناه ميبرم و از تو مي خواهم كه مرا پناه دهي و آتش نخوت و غرور بر خرمن اعمال در نيندازي.

پروردگارا،بر بيچارگي ما ترحّم فرماي و مگذار كه نسبت به زيردستان خشم و خشونت روا داريم و بر آنان سخت و دشوار بگيريم.

آن چنان كن كه خاطر زير دستانِ ما از دست ما نرنجد و زير دستانِ ما كه در حقّ ما محبّت و مرحمت روا داشته اند از پاداش سپاس ما خشنود شوند.

آن چنان كن كه قدر نعمت بدانيم و شكر نعمت بجاي آوريم.

پروردگارا،به درگاه تو پناه مي برم  از اينكه ظالمي را در مظالم كردارش بستانم يا بدو در كردار ناهنجارش پشتيباني و كمك دهم.

به تو پناه ميبرم از اينكه مظلومي را در چنگال ستمكاران وا بگذارم وتا آن جا كه قدرت و قوّت دارم،از حمايتش مضايقت كنم.

به تو پناه ميبرم كه به حقّ خويش اكتفا نكنم و از حدّ خويش پاي به در برم و آنچه را شايسته ي من نيست،تمنّا بدارم.

پروردگارا، به تو پناه مي برم كه از آنچه نميدانم سخن بگويم و راه جويان راهم چون خويشتن در تيه گمراهي و ظلالت سرگردان سازم.

خدايا،به درگاه تو پناه مي آوريم كه هم چون فرو مايگان از كارو كردار خويش راضي باشيم و در برابر ديگران، گردن كشانه لب به خود ستايي بگشاييم.

الهي،روا مدار كه پنهانِ ما از پيداي ما ناستوده تر باشد و در وراي صورت آراستهي ما سيرتي زشت و ناهموار نهفته باشد؛يا ارحم الرّاحمين.

((صحيفه ي سجّاديه))




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 19 شهریور1388 توسط *·.¸امیر¸.·*
   عشق


 

سخته عاشق باشي ولي هيشكي ندونه

اشكاتو زودي پاك كني كسي نفهمه

سخته دوستش داشته باشي ولي ندونه

سخته نگاهش بكني اما نخونه

آي........ كه چه سخته

قشنگيه عشق كه ميگن شايد همينجاس

تو اونو دوست داشته باشي شايد خدا خواست

سخته به قربون چشاش بري تو رويا

قدم قدم گريه كني كنار دريا

قدم قدم گريه كني كنار دريا

سخته همش تو فكر باشي

شايد نخادت

خاطرهات ورق ورق بياد به يادت

خاطرهات يكي يكي بياد به يادت

(Muzic: fateh nooraee)

من عشق را در ميان ستاره هاي پر فروغي كه فروغشان را از مبان ابر هاي تيره ي شبانگاهي بر چهره ي پژمرده ي زمين مي تاباند(طلب ميكنم)با دستهاي بي جان و كم رمق كه خود را در ميان تارو پود هاي جيب شلوارم پنهان كرده اند. با گريه هايي كه در ميان باران----باران هاي خشمگين و ويرانگر مي درخشد و همانند لولوهاي پر نقش از ديده ميرويند و به همراه قطرات سوزان اين ابرها كه اشك هاي شبانه ي آسمان را از دل پر لاله ي دشت عشق آسمان مي شويند و بر دل زمين مي ريزند---اين اشك خاطرات است اين خاطرات زيبا كه غم را در خود نهفته اند---خود را به دريا ميرسانند.

در اين راه چه ظلمات بر دل خوانندگان مينشيند.

آنها مي گريند---مي ريزند ---مي خشكند و در نهايت از اين غم كمر شكن سر به سجده گذارده و مي ميرند.

آه................................چه صحنه ي تلخي است---وقتي لولوي در ميان زمين يا بهتر گويم---اشك عاشقي در زمين با اشك آسمان كه از غم تمام عاشقان مي گريد در هم مي آميزد چگونه چهره ي زمين را مي فرسايد.

(A. MASHAIKHY.24-jun-2009----02:17)




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 10 تیر1388 توسط *·.¸امیر¸.·*
   کارو


چقدر سخته جدايي منم دارم خدايي

چقدر سخته جدايي منم دارم خدايي

secret-wings 42 

تو كه نبودي گريه دمسازم بود


وقتي بودي خوبيت آغوش بازم بود


چقدر خونه تاريك و بيصدا بود


دريچه پهن قلبم باريك و بي‌ندا بود


راستي قناريهام ديگه نميخونن


برام توي كوچيكترين قفس


خودشونو زندوني كردن برام


چون تو نبودي حاليه


يكي پيدا نميشه همدل من شه


توي اين راه مهيب همسفرم شه


ميدونسيتي باغچه ديگه گل نميداد


حياطشم بي تو صفايي نميداد


بار اولم بودش كه ناله و زاري زدم


به كسي حرفي نگفتم تموم حرفام نگفته‌اس


از سكوت كردنش مردم تموم حرفامو خوردم


خيلي سخته كه دست من لمس نكنه دست تو


رو دست و پام سست و فلج شه واسه تو

 

چون تون نبودي حاليته


آدماي خوب و بد ديگه يكي شدن برام


آب و رنگشونم ديگه يكي شد برام


آب و رنگشونم ديگه بي رنگ شد برام


در بهار تابش خورشيد ملايم ديگه سوزان برام


برا من ميون پاييز و بهار فرقي نداره


ميدونم تو خواب كه بهار روي ماه ‌تو بياره


اي خدا اي خدا از تو ميخوام اسير و مجنونش شم


ديگه از بيهوده دويدن خسته شدم


ديگه از بيهوده پريدنم خسته شدم


ميدوني چون تو نبودي حاليته


خيلي بي انصافم كه بارون رحمت خدا خسته شدم


خيلي بي انصافم كه كاراو حكمت خدا خسته شدم

 

برا من خونه بدونه تو قفس شده


برا من زندگي بي نفس شده


مثل اون پرنده كه ديوونه شده


مثل اون موجود منگي كه بدونه لونه شده


تو ميخواي منو ويرون بكني


تو ميخواي مثل يه شير منو زخمي بكني


تو ميخواي پرنده رو از تو آشيونه‌اش بيرون بكني


من ميگم تو ميخواي با من اينجور بكني


تو ميگي نه من ميگم چون تو نبودي حاليته


برا من ديگه شبا ستاره‌اي ديده نميشه


برا من ديگه تو قلب جوونه عشق روييده نميشه


ميدونستي كه ديگه دنيا برام تيره و تاره


ميدونستي كه ديگه مردن برام دين و راهه


ديگه عاقل نميشم ديگه بالغ نميشم


ديگه از حرفاي تو سير نميشم


اينو بدون اگه خدا تمام دنيارم بده جايي نيست


اينو بدون اگه خدا تموم كارارم كنه ديگه راهي نيست


اينو بدون اگه خدا بهشتشم به من بده صفايي نيست


اينو بدون چون تو نبودي حاليته


من ديگه مثل قديم منتظر عيد نوروز نبودم


اينو بدون مثل قديم منتظر عمو نوروز نبودم


اي بي زبون تو رو بايد توي رويا ببينم


تو رو بايد تو خواب و خيالم ببينم


كي ميگه بايد يه سراب توي راه عشقم ببينم


يا كه بايد يه عذابه توي وجدان ببينمژ

 

 ميدوني عشق تو كورم كرد


عاقبت پيرم كرد در آخر از زندگي سيرم كرد


چرا كه تو نيستي يه خيالي واسه من


توي اين بازي هستي تو محالي


يكي پيدا نميشه همدل من شه


توي اين راه مهيب همسفرم شه

نگو بار گران بوديم و رفتيم

نگو نامهربان بوديم و رفتيم

نگو اينها دليل محكمي نيست

.بگو با ديگران بوديم و رفتيم




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 24 اردیبهشت1388 توسط *·.¸امیر¸.·*
   عشق


Love

عشق تنها یک قصه است
در سطر اول آن ، تو از راه می‌رسی و خاک بوی باران می‌گیرد
در سطر دوم ، آفتاب می‌شود و تو از درخت سبز سیب سرخ می‌چینی
در سطر سوم ، زمین می‌چرخد و مهتاب با رگبار هزار ستاره می‌بارد
در سطر چهارم ، تو دست‌‌هایت را به سوی مغرب دراز می‌کنی
در سطر پنجم ، همه چیز از یاد می‌رود و من به نقطه‌ی پایان قصه خیره ‌می‌مانم
.
.
.
و عشق آغاز میشود




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 31 فروردین1388 توسط *·.¸امیر¸.·*
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   پيوند ها

   پيوندهاي روزانه


Blog Skin